چگونه بی پول نمانیم؟

  آیا ساعت های زیادی کار می کنید و بازهم در نیمه راه بی پول می مانید؟ اگر این اتفاق برایتان به مراتب تکرار می شود بدانید اسکناس هایتان شما را کنترل می کنند نه شما آنها را! برای اینکه بی پول نمانید باید بتوانید دارایی و مخارج خود را کنترل کنید.
 

از خودتان شروع کنید

بی پول ماندن در بیشتر مواقع تقصیر خودتان است، نه اینکه پول زیادی با خود بیرون می برید و خرج می کنید. انتخاب هایی که شما برای قرض گرفتن، پس اندازکردن و خرج کردن می کنید تاثیر مستقیمی بر توانایی شما برای زندگی هدفمند و با اصول دارد.

کارت های بانکی را فراموش کنید!

نه هوشمندانه است و نه قابل قبول که شما به خود حس کاذب پول داشتن بدهید. باید با خود روراست باشید و حقیقت را بپذیرید. زمانی که شما پول ندارید و قرض های زیادی هم به بار آورده اید اصلا منطقی نیست کارت های بانکی خود را به همراه داشته باشید. باید بتوانید همان مبلغی را که دارید پس انداز کرده یا به درستی خرج کنید.

از وسوسه بپرهیزید

از مناطقی که حس می کنید باعث می شوند پولتان را مصرف کنید، دور باشید. شما در دوران خوبی به سر نمی برید و باید مراعات همه چیز را بکنید تا به روال عادی روزمره خود بازگردید، پس تا حد امکان از ظاهر شدن در مناطق پرخطر بپرهیزید.

آماده باشید

سعی کنید تمام مایحتاج خود را در منزل تهیه کرده و همراه داشته باشید. برای مثال اگر تصمیم دارید ساعات زیادی را خارج از خانه بمانید یک میان وعده سبک غذایی و آب به همراه داشته باشید تا مجبور نشوید بیهوده پولتان را خرج کنید.

روزهایی برای پول خرج نکردن تعیین کنید

سعی کنید در ماه چند روز را اصلا پول خرج نکنید یا مقدار آن را به حداقل ممکن برسانید. پس از مدتی این کار برایتان به یک سرگرمی و تفریح بدل می شود. هرچقدر بیشتر به خودتان سخت بگیرید راحت تر و زودتر از شر بدهی ها و بی پولی خلاص می شوید.

خلاقانه خرج نکنید

همیشه برای خرج نکردن نباید پول به همراه نبرد، بلکه می توانید با دانستن کمتر از مسائلی که شما را وادار به خرج کردن می کند، پولتان را پس انداز کنید. برای مثال اگر با خواندن مجلات مد و دکوراسیون منزل و ماشین و... وسوسه می شوید، آنها را که دیدید، از خواندن این گونه مجلات خودداری کنید.

به فکر افزایش نقدینگی خود باشید

دو راه ساده برای این کار وجود دارد: اول اینکه مصرف خود را کاهش دهید و دوم هم درآمد خود را افزایش دهید.

گزینه اول بسیار ساده تر است ولی در واقعیت برای بیشتر مردم سخت به نظر می رسد اما با کمی هوشمندی و ابتکار می توانید هر دو گزینه را عملی کنید.

منبع : برترین ها

عادت های مالی غلط خانواده های ایرانی

 بخشی از نگرانی مالی خانواده ها، به این برمی گردد که آخر ماه، وقتی که حساب و کتاب می کنند و دخل و خرج را به چرتکه می سپارند، تازه متوجه می شوند که خرجشان، با دخلشان مساوی نبوده و احتمالا خرج، کمی تا قسمت قابل توجهی بیشتر بوده است. همین بیشتر بودن نیز، باعث می شود این فکر به ذهن برسد که بله، ما چقدر فقیریم و در نتیجه، احساس و باوری از فقر، به فرد منتقل شود.
 

این، دردصورتی است که ما می دانیم عادت های غلطی در حوزه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی داریم که با شناسایی و رفع آنها، می توانیم از این بی تعادلی دخل و خرج، جلوگیری کنیم؛ و در نتیجه، از بروز این احساس فقر و ناامنی مالی. قسمتی از عادت های غلط مالی و اقتصادی ای را که در حوزه خانواده ها وجود دارد، باد هم مرور می کنیم؛ عادت هایی که شاید، از وجود برخی از آنها، آگاهی لازم را نداشته باشیم و چون از قبل بوده اند، ما هم زیاد به آنها توجه نکرده ایم.

هر عادتی را، با پرسیدن کلمه چرا، می توان به چالش کشید؛ و اگر علت هایی که برای این کلمه چرا می آوریم، قابل قبول باشد، در آن صورت عادتی خوب و در غیر این صورت، عادتی است که از دیگران به ما رسیده و می توانیم و گاهی باید، کنارشان بگذاریم.

1 – تجمل

تجمل، گاهی به خاطر دیگران است و گاهی به خاطر تجمل دوستی خود آدم. مثلا کار شما با یک واحد آپارتمانی 90 متری راه می افتد، اما خودتان را به زحمت افکنده و واحدی 120 متری خریداری می کنید. در نتیجه پولی که بابت 30 متر اضافه پرداخت می کنید، شما را دچار زحمت مالی می کند. این اتفاق، گاهی به صورت عادت در ما شکل می گیرد و اصلا فکر نمی کنیم که چرا باید این اتفاق بیفتد. ما، می توانیم از هر چیزی، خوبش را داشته باشیم، اما درگیر زندگی تجملاتی نشویم. سادگی نیز برای خودش، فلسفه و زیبایی هایی دارد. و البته سادگی، مترادف با بد زندگی کردن نیست. باید تعریف هرکدام از این واژه ها را، در ذهنمان تغییر دهیم.

2 – قانع نبودن

حالا این ماه، کمی درآمدتان کمتر شده، یا خدای ناکرده، عضوی از خانواده بیمار شده و هزینه ای اضافه را روی دوشتان گذاشته است. اصلا جدا از همه اینها، قانع بودن خودش یک فضیلت حساب می شود. حالا تا درآمد آدم زیاد شد، چرا باید برای خودش خرج بتراشد و دنبال امکانات بیشتر برود؟

آدمی بنده طمع است و حرص؛ هرچقدر بیشتر خرج کند برای رسیدن به آرامش، نه تنها به آرامش نمی رسد، که همین جور توی مرداب هزینه ها فروتر خواهد رفت. لطفا تعریف ها را تمیز کرده و دوباره از اول میزانشان کنید: قانع بودن، به معنای بد زندگی کردن نیست؛ به معنای این است که شما تحمل تان بالاست و در بدترین شرایط هم، می توانید دوام بیاورید و البته اگر پول اضافه هم رسید، با برنامه ریزی خرجش خواهید کرد.

3 – درست مصرف نکردن

وقتی خانه با یک لامپ کم مصرف، به اندازه مورد نیاز ما روشن می شود، چه نیازی به سه، چهار تا لامپ و حتی لوستر؟ وقتی یک دستگاه گیرنده تلویزیون کار ما را راه می اندازد، چه نیازی به چند تا ال سی دی؟ وقتی تلویزیون برنامه خوبی ندارد، چه نیازی است که روشن باشد؟ وقتی نیازی به برنج اضافی نداریم، چه لزومی دارد که انباری را از آذوقه دوساله مان پر کنیم؟ اگر از چیزهایی که داریم، خوب و حساب شده استفاده کنیم، به احتمال زیاد، به بسیاری از چیزهایی که احساس می کنیم باید داشته باشیم، نیاز پیدا نخواهیم کرد. تازه، پول قبض هایمان هم کمتر خواهد شد.

4 – چشم و هم چشمی

آنتونی رابینز می گوید که سعی کنید از نشست های فامیلی یا به تعبیر خودمان، نشست های غیبت مدارانه و بی محتوا خودداری کنید؛ چون در این صورت، شما با پیشرفت های مادی دیگران مواجه شده و دلتان می خواهد که کارهایی شبیه به آنها انجام بدهید، در حالی که ممکن است اهدافتان، چیزهایی دیگر باشند. سعی کنید خودتان باشید و این قدر دنبال چشم و هم چشمی نباشید.

البته باید باور کنیم که فرار کردن و چشم پوشی از حرف های در گوشی فامیل و مردم سخت است. ولی هدف نهایی شما، رهایی از استرس مالی است. نه بستن دهان دیگران. این سادگی و دوری از چشم و هم چشمی، و قتی که شما شأن اجتماعی بالایی هم داشته باشید، برای دیگران انگیزه بخش خواهد شد، چون دیگر نمی توانند اتهام خسیس بودن و ناخن خشک بودن را به شما وارد کنند و این اتفاق را، از شعور بالای شما خواهند دانست.

5 – چانه نزدن

در این مورد، دیگر چیزی نگوییم، بهتر است؛ چون از فردا فروشنده ها دیگر مطالب یک دوست را نخواهند خواند. اما واقعیت این است که فروش، یک امر توافقی بین خریدار و فروشنده است. جدا از اجناسی که قیمتی مقطوع داشته و تعدادشان زیاد هم نیست، باقی اجناس قابل چانه زنی و تخفیف هستند. لطفا به حرف های فروشنده ها هم در زمینه سود کمشان توجه نکنید.

حتما به بورس اجناس رفته و اگر جایی نتوانستید خرید کنید، به مغازه های دیگر بروید. در این زمینه سعی کنید کوتاه نیایید؛ کاملا سنگدل باشید و تخفیف بگیرید. رابرت کیوساکی، می گوید وقتی که با همکارانش برای خرید خا نه و املاک می رفته، قیمت خیلی پایینی پیشنهاد می داده و بعد، می رفته بیرون. ممکن است در این جور مواقع، طرف حسابی شاکی بشود، اما اگر از هر ده تا معامله، دوتای آن هم به نفع شما تمام بشود، خودش کلی پول می شود.

6 – ارزان خریدن

لابد این مثل معروف درباره بعضی از کشورها را شنیده اید که به آنها می گویند چرا گران خرید می کنند، جواب می دهند چون پول برای خرید ارزان ندارند. در گام اول، ارزان خریدن، یک برد حساب می شود. اما وقتی که هزینه های نگهداری و تعمیرات و... را حساب کنید، آن وقت است که قضیه فرق می کند. البته در این اصل نیز، باید حواستان به نیازها و خواسته ها باشد.

7 – حساب و کتاب نگه نداشتن

دولت ها معمولا آخر هر سال، بودجه سال بعد را تنظیم می کنند تا بدانند که تکلیفشان برای یک سال چیست و چقدر درآمد داشته و چقدر خرج و هزینه دارند. شما، هم باید بودجه بندی سالانه داشته باشید، هم بودجه بندی ماهانه. بالاخره باید بدانید که تکلیفتان چیست. یک جورهایی، باید حسابداری خرج و دخلتان را انجام بدهید و حواستان باشد که چیزی این ور و آن ور نشود. جز این اگر باشد، بدون اینکه متوجه شوید، پول کم می آورید. می گویند، پول قطره قطره به دست می آید، اما سطل سطل از دست می رود. سررسید برای این کار خیلی خوب است.

8 – قاطی شدن نیازها و خواسته ها

جنس مورد نیاز، چیزی است که واقعا لازمش دارید، مثل مواد و مقدمات شام شب. اما خواسته ها، آرزوها و هوس های ما را تشکیل می دهند، مثل قاشق و چنگال و بشقاب های تزیینی که توی خانه گذاشته ایم و زیباست و سالی، چند بار به مناسبت میهمانی از آنها استفاده می کنیم؛ شاید هم فقط جنبه زینتی داشته باشد.

9 – آنتی خریدکردن

البته این، بیشتر عادت مردهاست که وقتی برای خرید به جایی می روند، چیزهای دیگری هم می خرند. شکل دیگر این قضیه، آن است که از چیزهایی که خانواده نیاز دارند، بیشتر از حدی که نیاز خانواده است، خریداری می کنند؛ بدون حساب این که چقدر هزینه داشته و ممکن است خراب شود

مديريت مالي شخصي

همانطور كه در هفته گذشته بيان كرديم، مديريت مالي شخصي داراي مراحل مختلفي مي‌باشد، كه هر شخصي در هر دوره از حيات خويش يك يا چند حوزه را متناسب با شرايط خويش مورد توجه مضاعف قرار مي‌دهد. اين مراحل عبارت بودند از:

1- برنامه‌ريزي مالي؛

2- مديريت پول؛

3- مديريت هزينه‌ها؛

4- محافظت از درآمد و دارائي؛

5- برنامه‌ريزي سرمايه‌گذاري؛

6- برنامه‌ريزي بازنشستگي و دارايي‌ها؛

جدول زير نشان مي‌دهد چگونه اجزاي تشكيل دهنده موفقيت مالي زندگي در كنار همديگر قرار مي‌گيرند.



عوامل مؤثر بر برنامه‌ريزي مالي شخصي:

عوامل مختلفي، تصميم‌گيري‌هاي مالي روزانه را تحت تاثير خويش قرار مي‌دهند، كه وابسته به سن و تعداد اعضاي خانواده تا نرخ بهره و تورم مي‌باشد. چنانچه مديريت مالي شخصي را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريم كه داراي ورودي، فرآيند و خروجي مي‌باشد، مي‌توان اين سيستم را به صورت زير نشان داد:


همانطور كه مشاهده مي‌شود وروردي‌هاي متعددي به عنوان ورودي‌هاي اصلي اين سيستم مي‌باشد، كه شامل: ارزش‌ها، نگرش‌ها، سبك زندگي، خواسته‌ها، نيازها، افراد پيرامون، منابع انساني، منابع مادي و مواد اوليه، ارتباطات، پول و ثروت شخص مي‌باشد.

بر اساس اين ورودي‌ها برنامه‌هايي براي هزينه‌ها و پس‌اندازها، مديريت ريسك و انباشته كردن ثروت فراهم مي‌شوند، تا بر اساس تلاش‌هاي مديريتي كه شامل برنامه‌ريزي، تصميم‌گيري، اجرا، كنترل، ارزيابي، تطبيق يافتن، بازخورد، ارتباطات و ساير تلاش‌هاي مديريتي مي‌شود، به خروجي سيستم كه دست‌ يافتن به اهداف مالي مي‌باشد، نايل شوند.

در اينجا به سه ركن اساسي كه فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي مالي را تحت تاثير قرار مي‌دهند، به صورت مبسوط ‌تري مي‌پردازيم:

موقعيت زندگي و ارزش‌هاي شخصي:

نوع رفتار اقتصادي جوان بيست ساله با فردي پنجاه ساله كاملاً متفاوت مي‌باشد. عوامل شخصي همچون سن، درآمد، تعداد اعضاي خانواده، اعتقادات شخصي ، الگوهاي رفتاري اشخاص را تحت تأثير قرار مي‌دهد. موقعيت زندگي شما يا سبك زندگي شما بر اساس عوامل مختلفي شكل گرفته است.

راه هایی برای موفقیت اقتصاد خانواده

کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود. اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد. رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت.
از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود. آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.

۱ ) درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقش های خانوادگی و نقش های شغلی:

آنچه به راستی کسب وکار خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول و در کسب وکارهای غیرخانوادگی یافت نمی شود. درک این ارتباطات درونی را می توان شاه کلید سالم سازی کسب وکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسب وکار خانوادگی است که انجام آن بر عهده فرد خاصی قرار می گیرد.
در کسب وکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم; نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر). این امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقش های متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار می شود. برای مثال، «پدر» در یک کسب وکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد.
فرزندان نیز ممکن است از نقش های متعدد و متضادی برخوردار باشند; دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی به عنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانه گیر.» و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که به راحتی کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندی چموش که از خواسته های والدین سرپیچی می کند.
روش ساده ای که با استفاده از آن می توان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، به کارگیری رویکرد سیستمی است. نگرش سیستمی درک روشنی از تاثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسب وکار را بریکدیگر و برمحیط، ارائه می دهد.
توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جز» از سیستم، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند. برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسب وکار می نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تامین نیاز های مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند.
از سوی دیگر، اگر ایشان حرفه شان را دلیل پیوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسب وکار را وسیله ای برای توسعه شغلی و موفقیت های اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتا به کسب وکار به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان می دهند. هر چند پی بردن به عملکرد نقش های متضاد در کسب وکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما می تواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند.
درک چنین موضوعی، ما را قادر می سازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنیم.

۲ ) پرداختن به کسب وکار خانوادگی به عنوان یک کسب وکار جدی و رسمی:

باید باور داشت که کسب وکار خانوادگی یک فعالیت جدی و رسمی است نه تفنن و سرگرمی. این بدین معنا نیست که شما نمی توانید یا نباید ارتباطی عاطفی با کسب وکار و فعالیت های مربوط به آن برقرار کنید، بلکه موضوع اصلی این است که برای تامین هزینه ها و حفظ فعالیت، به کسب وکاری سودآور و موفقیت آمیز نیاز است. آنچه واضح است، شما برای کسب درآمد به تاسیس یک کسب وکار می پردازید نه برای سرگرمی، اما اگر چنین نیست، اطمینان داشته باشید که کسب وکارتان هرگز بیش از یک سال دوام نخواهد آورد.

۳ ) بهره مندی و استخدام کارمندان غیرخویشاوند و خارج از خانواده:

از دیگر نکاتی که برای ثمربخشی و سلامت هر چه بیشتر کسب وکار باید به یاد داشت، بهره مندی و استخدام کارمندان غیرخویشاوند و خارج از خانواده است. ایشان جز» حیاتی اکثر کسب وکارهای خانوادگی هستند. بسیار مهم است که ایشان را به صورت شایسته در تصمیمات دخالت دهید. درباره فرصت هایی که ایشان در کسب وکار شما ایجاد می کنند، صادق باشید، از آنها به نحوی شایسته قدردانی کنید و به ایشان پاداشی که انجامش برایتان میسر نیست، وعده ندهید.
فرصت های یادگیری و کارآموزی را برای تمامی کارمندان و سهامداران فراهم کنید تا بتوانید توان علمی و عملی منابع انسانی سازمان را در حداکثر کارایی حفظ کنید. به عنوان یک راهکار عالی برای ارتقای افق دید افراد شاغل در کسب وکار خانوادگی، می توان امکانی فراهم آورد تا ایشان در دوره های آموزشی و کارآموزی مفید شرکت کنند. این جلسات حرفه ای فرصت های کارآموزی و آموزشی وسیعی را فراهم می آورد، برنامه ای که اغلب در سازمان های بازرگانی و صنعتی مورد استقبال واقع می شود. لازم است شما همسر خود را نیز به درک و فهم بهتر کسب وکار ترغیب کنید. نیاز است که امکان شرکت در کارگاه های آموزشی و جلسات حرفه ای برای وی نیز فراهم شود.
همسر شما حتی اگر در کسب وکار حضور فعالی نداشته باشد، باز هم نقشی حیاتی در کسب وکار خانوادگی تان ایفا می کند. درصورتی که وی به درک بهتری از کسب وکار دست یابد، می تواند به عنوان همراهی دلسوز و شایسته برای شما در مسیر موفقیت شغلی و خانوادگی ایفای نقش کند. و چه بسا در آینده ای نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود به واسطه اشتغال یا سرمایه گذاری و مالکیت در کسب وکار، به طور فعال در کسب وکار مشارکت کند.
برای تمامی افراد وابسته به کسب وکار خانوادگی، شرح شغل واضحی تهیه کنید. هرگز مپندارید که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پی به انتظارات شما ببرد، حتی اگر شما زمان زیادی را صرف کار مشترک کرده باشید. لازم است شما و افراد شاغل در کسب وکار در جلساتی درباره وظایف شغلی، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و برای پیگیری بهتر آنها را مکتوب کنید. به طور مداوم درباره این موضوعات بحث و گفت وگو کنید و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعدیل و اصلاح کنید.

۴ ) برنامه ریزی برای آینده کسب وکار خانوادگی:

بسیار واضح و قابل درک است که در بطن یک مدل سیستمی کسب وکار خانوادگی، خانواده و کسب وکار را نمی توان از هم مجزا کرد. بنابراین زمانی که برای هر یک از آنها برنامه ریزی کنید، ناگزیر برای دیگری نیز برنامه ریزی کرده اید، بدون توجه به اینکه قصد چنین کاری را داشته اید یا نه. به منظور دستیابی به شیوه های مفید برنامه ریزی، از دو مهارت زیر استفاده کنید;
▪ اهداف و مقاصد عملکرد کسب و کارتان را مشخص کرده و توسعه دهید.
▪ مهارت گفت وگوی موثر را برقرار کرده و پرورش دهید. توجه داشته باشید که گفت وگوی موثر شامل حرف های قابل بیان و حرف های غیرقابل بیان است.
اولین گام در برنامه ریزی توجه و دقت به چشم انداز و ماموریت عنوان شده در بیانیه تان است. دانستن این موضوع که قصد دارید در آینده در چه جایگاهی قرار گیرید، مستلزم تعیین اهداف و مقاصد قابل اندازه گیری و تهیه برنامه ای عملی است. این کار برای تمام اعضای خانواده مفید خواهد بود. می توانید جلسات خانوادگی خود را روی این موارد متمرکز کنید.
اگر شما یک خانواده پرجمعیت دارید، اعضای خانواده را به گروه های کوچک تقسیم کرده و هر گروه را به بررسی و فعالیت بخش خاصی از برنامه تشویق کرده و نتایج حاصله از هر گروه را برای دستیابی به برنامه ای کامل، با هم تلفیق کنید.

۵ ) بهره مندی از نصایح و مشاوره های حرفه ای:

آنچنان که تصور می کنید، شما در دنیا یکه و تنها نیستید; امروزه منابع و مراجع بسیاری با موضوع کسب وکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شایسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشوید، چرا که ابتدایی ترین مراجع برای افزایش آگاهی و به روزماندن، کتاب ها و نشریات است. از دیگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
▪ دوستان و آشنایان، اقوام، اعضای خانواده و همکاران شغلی
▪ مراجع خدماتی حرفه ای همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورین مالی، نمایندگی های بیمه و مشاورین کسب وکار
▪ آژانس های توسعه، اساتید دانشگاه ها، اعضای سازمان های دولتی مختلف و اتحادیه های صنفی
این موارد تنها بخشی از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتی است که می تواند شما را در رشد و موفقیت کسب وکار یاری کند. همچنین برای انتخاب مشاوری مناسب موارد زیر را مد نظر قرار دهید:
ـ به مشاورین مختلف مراجعه کنید
ـ قبل از استخدام مشاور، با وی مصاحبه کنید.
ـ از مشاورین درخواست کنید تا فهرستی از منابع اطلاعاتی مناسب را در اختیار شما قرار دهند.
ـ مطمئن شوید که مشاور مورد نظر از مهارت های فنی لازم برخوردار است.
ـ از دستمزدها و حق مشاوره ها اطلاع کسب کنید.
اصلی ترین معیار در انتخاب مشاور مناسب، میزان توانایی وی در درک کامل وضعیت ویژه کسب وکار خانوادگی است.
برخی مشاورین بر این باورند که درمورد حفظ کسب وکار خانوادگی، «بهترین راه حل» را می دانند. آنها چنین می اندیشند که بهترین راه برای حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی، خروج خانواده از فضای کسب وکار است. هرچند این راهکار در برخی شرایط صحیح به نظر می رسد، اما همواره بهترین راه حل نیست. شما به مشاوری نیاز دارید که نه تنها بر موضوعات فنی کار تخصصی اش مسلط باشد، بلکه نقش های درونی کسب وکار خانوادگی را نیز به خوبی درک کند. شما به مشاوری نیاز دارید که شما و خانواده تان را درمورد روش های صحیح روبه رو شدن و تصمیم گیری درباره موارد مهم کسب وکار، راهنمایی کنید، نه مشاوری که تنها برای فعالیت های شما و به جای شما تصمیم گیری می کند.

مدیریت منابع مالی خانواده

حتماً در محل زندگي خود در مغازه‌ها يا فروشگاه‌ها يا در اداره و محل كار خويش در قسمت مالي و حسابداري، اگر گذارتان به اداره ماليات افتاده باشد، ديده‌ايد كه براي تنظيم درآمدها و هزينه‌ها، دفترهايي دارند به اسم دفتر روزانه. در اين دفترها، افراد يا اداره‌ها ميزان خريدها و فروش‌ها و خلاصه دخل و خرج خود را مي‌نويسند. به زوج‌ها و به‌خصوص به زن و شوهرهاي جوان توصيه مي‌شود كه تا مدتي براي تنظيم امور مالي و به اصطلاح تنظيم و مديريت منابع مالي خود، به اقدامي مشابه تنظيم دفتر روزانه بپردازند. شايد بگوييد زماني كه دخل و مداخل كمتر از خرج و مخارج است، چطور بايد دفتر تنظيم منابع مالي داشت، اما از اتفاق همين‌جاست كه خانواده‌ها بايد دفتر تنظيم دخل و خرج داشته باشند، تا بتوانند منابع و مداخل محدودشان را به بهترين شكل خرج كنند. در اين‌باره به خانواده‌ها توصيه مي‌شود به شكل زير عمل كنند:

1ـ دفترچه‌اي براي ثبت و ضبط دخل و خرج زندگي تهيه كنيد.
2ـ صفحات اين دفترچه را به شكلي خط‌كشي كنيد كه شامل چند ستون باشد.
3ـ چند صفحه از دفترچه را براي هر يك از ماه‌هاي سال بگذاريد و در ستون‌هاي آماده شده براي هر ماه موارد زير را بنويسيد.
الف) درآمدها: در ستوني، درآمدهاي ماهانه خانواده (خود و همسر و احتمالاً فرزندان را بنويسيد. درآمدها علاوه بر حقوق يا دستمزد ثابت ماهانه مي‌تواند شامل وجوه ديگر هم باشد، مثل وام‌هاي دريافتي يا كمك‌هاي مالي والدين يا اقوام و نيز درآمدهاي ديگر.)
ب) مخارج و هزينه‌ها: در ستوني ديگر هزينه و مخارج خانواده را در يك ماه بنويسيد. اين مخارج دو نوع‌اند؛ 1ـ مخارج ثابت كه شامل هزينه‌هاي خورد و خوراك، مبالغ پرداختي براي اياب و ذهاب، آب و برق و گاز و...، هزينه پرداخت اجاره مسكن و... مي‌شوند و 2ـ مخارج غيرثابت و پيش‌بيني نشده، مثل هزينه‌هاي پزشكي، پذيرايي از ميهمان و نيز خريدهاي احتمالي مثل خريد كفش و كيف و...
4ـ در ستون ديگر، نيازهاي شخصي و نيازهاي خانوادگي (يعني نياز به چيزهايي كه در زندگي مشترك به آنها نياز داريد، مثل وسايل منزل يا...) خود را بنويسيد.
5ـ نيازهاي بند 4 را اولويت‌بندي كنيد. در اين اولويت‌گذاري نيازهاي شخصي‌تان را ناديده نگيريد ولي در انتخاب بين نيازهاي شخصي و خانوادگي اولويت را به رفع نيازهاي خانوادگي بدهيد.
6ـ سعي كنيد رقم احتمالي را كه براي رفع نيازهاي اولويت‌گذاري شده، لازم است (به طور تقريبي) برآورده و محاسبه كنيد.
7ـ درآمدها و مخارج‌تان را با هم مقايسه كنيد و براساس درآمدها و اولويت‌ها، مخارج ماهانه خود را تنظيم كنيد. اگر هزينه‌هايتان بيشتر از درآمدها بود، ساير نيازها را تا زماني كه امكان برآورده ساختن‌شان نبود به تعويق بيندازيد. (نگران نباشيد ماه‌هاي اول معمولاً مخارج بيشتر از درآمدهاست. ولي چند ماه كه اين برنامه را انجام دهيد خود به خود متوجه مي‌شويد كه مي‌توانيد بعضي از مخارج را كم كنيد. در اين زمينه انعطاف‌پذير باشيد و هر جا و هر زمان كه توانستيد به نفع درآمدهاي خانواده از مخارج و هزينه‌ها كم كنيد.)
8ـ هرچند كه شايد اين كار را تكراري و خسته‌كننده بدانيد اما استمرار آن شما را به نتايج خوبي مي‌رساند. امتحان كنيد.


6 راهکار برای موفقیت مالی خانواده

ارسطو اقتصاد را علم خانه داری می دانست و اصولا کلمه اقتصاد مشتق شده واژه ای یونانی به معنی  اقتصاد و خانواده است.اما هنر اقتصاد خانواده که به معنی برقراری تعادل میان منابع محدود درآمدی و مخارج است به چه نحوه قابل دسترسی است؟

ما در طول زندگی کالاهای متعددی مصرف می کنیم برخی از آنها مثل غذا,خوراک و مسکن جزء کالاهای اساسی به حساب می آیند وبرخی مثل سفر,تفریحات وتجملات جز کالاهای لوکس مصرفی ماست.

اما برای بهبود وضعیت مخارج و مصارفمان چه کارهایی می توانیم انجام دهیم و آیا اصولا اقتصاد خانواده علمی قابل فراگیری است یا امری ذاتی است که از عهده ما خارج است؟

 

به گزارش خبرنگار بانکی دات آی آر اقتصاد خانواده یکی از شاخه های علم اقتصاد است که سالهاست در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا تدریس می شود و برای کسب موفقیت در اداره امور خانواده لازم است که با برخی از اصول این علم آشنا شویم . اما بخشی از فراگیری هنر اقتصاد خانواده در اجتماع و در برخورد با مردم حاصل می شود.

جالب است بدانید بر اساس یافته های متخصصین بانک مرکزی مردم استان های آذری زبان کشور تعادل بیشتری بین هزینه ها و درآمدهایشان برقرار می کنند و در مقابل مردم نواحی شمال کشور که به دست ودلبازی مشهور هستند بعضا درآمد های ماه های آینده خود را هم صرف مخارج امروزشان می کنند.

بنابر این اقتصاد خانواده کلیه رفتارهای روزانه افراد را شامل می شود و طبعا محیط زیست و شرایط اقلیمی زندگی فرد هم بر تصمیمات اقتصادی او تاثیر گزار خواهد بود.

اقتصاد خانواده تنها محدود به خانواده های مرفه و ثروتمند نیست. این علم برای اقشار کم درآمد که اتفاقا دخل و خرجشان هم خوانی ندارد کاربرد های بیشتری خواهد داشت.

از نکات قابل توجه در اقتصاد خانواده این است که افزایش درآمد به معنی بهبود معاش خانواده نیست بلکه افزایش درآمد افزایش هزینه ها را به دنبال خواهد داشت بلکه مدیریت هزینه ها ست که هنر گردانندگان اقتصاد خانواده را آشکار می کند.خانواده ها نمی توانند هنگام مواجه با کمبود بودجه شان یک متمم بودجه بیاورند وقال هزینه های اضافی را بکنند بنابر این باید قادر باشند هزینه ها را مدیریت کنند.

مدیریت اقتصاد خانواده هم مثل تمامی شاخه های علم اقتصاد نیاز به اطلاعات دارد تا به بهترین نحو تصمیم گیری کند پیش از تصمیم گیری در خصوص هر مطلبی باید از خودتان بپرسید آیا هزینه های این کار ازعهده من بر می آید؟ ویا اصلا نیازی به انجام این کار و هزینه هایش هست؟

آنچه اقتصاد  خانواده را منحصر به فرد می کند  وجود ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است.با این وجود نباید فعالیت های اقتصاد خانواده را شوخی و سرگرمی دانست بلکه باید با جدیت و برنامه ریزی دقیق آنها را پیگیری کرد . این بدان معناست که تمام اعضای خانواده موظف اند از سیاست های اقتصادی خانواده در جهت پیشبرد اهداف آن تبعیت کنند.مديريت اقتصادي خانواده در شرايط عادي بايد بر اساس ميزان درآمدهاي هر يك از اعضاي خانواده و هزينه ها تنظيم شود. همان طور كه در خانواده، والدين بايد مديريت عاطفي، رواني و اجتماعي را اعمال كنند، در بحث هزينه كردن و ايجاد تعادل بين دخل و خرج نيز نياز به مديريت است.

در زیر برخی از نکاتی که در تحقق این امر اثر گذار خواهد بود اشاره می کنیم:

1.موفقیت اقتصاد خانواده نیازمند برنامه ریزی است بنا براین بدون برنامه ریزی هیچ اقدامی نکنید.

2.هنگام برخورد با مشکلات کوچک مالی از کنارشان نگذرید و برای حل آن با سایر اعضای خانواده و همچنین کسانی که در این زمینه موفق بوده اند مشورت کنید.

3.سطح آگاهی های اقتصادی خودتان را افزایش دهید وبرای مطالعه مباحث کاربردی اقتصاد زمان بگذارید.

4.حس همکاری و مشارکت در فعالیت های اقتصادی خانواده را در بین اعضای خانواده بیشتر کنید.

5.خمس و زکات و وجوهات شرعی مربوط به درآمدتان را بپردازید.

6.فرزندان بخش مهمی از مخارج هر خانواده به حساب می آیند به آنها آموزش دهید.