اسرار ذهن ثروتمند 6

کارکرد ذهن در یک نگاه ساده

 

آیا این تعجب آور نیست که اساس زندگی ما ذهن ما بوده، ولی بیشتر ما هنوز از چگونگی کارکرد این دستگاه نیرومند نشانی در اختیار نداریم؟ پس اجازه بدهید نگاهی ساده به چگونگی کارکرد ذهن بیاندازیم. در مقام تشبیه، ذهن شما چیزی نیست جز یک قفسه بزرگی از پرونده ها، مشابه قفسه هایی که در خانه و یا محل کار خود دارید. هر اطلاعاتی که در ذهن وارد می شود، علامنگذاری شده و درون پوشه ها طوری قرار می گیرند که بازیابی آن ها به زنده بودن و ادامه دادن زندگی شما کمک می کند. آیا این را شنیده بودید؟ دقت کنید: نگفتم به کامیابی شما کمک می کند، گفتم به زنده ماندن شما.

در هر موقعیتی، به سراغ پرونده هایی که در ذهن خود دارید رفته و تعیین می کنید در آن موقعیت چگونه پاسخی باید داده شود. مثلا فرض کنید که موقعیتی مالی را در نظر دارید. در این حالت به طور خودکار به سراغ پرونده هایی که با علامت پول مشخص شده اند رفته و از آن جا تصمیم می گیرید که باید چه بکنید. تنها افکاری که می توانید در مورد پول داشته باشید، آن هایی خواهد بود که در پرونده پول در ذهن شما موجود هستند. این تمام آن موردی خواهد بود که دربا ره ی آن فکر خواهید کرد، چون همه آن مواردی که در بایگانی طبقه بندی شده در ذهن خود دارید، همین است.

شما بر اساس آنچه که باور دارید در آن لحظه برایتان منطقی، معقول و مناسب حال شما است،  پس تصمیم خودتان را می گیرید و کاری را می کنید که فکر می کنید انتخاب درست همان است. منتها، مساله این است که این انتخاب درست، ممکن است انتخاب موفقیت آمیزی نباشد. در واقع ، آنچه که کاملا برای شما معقول است، ممکن است نتایجی بسیار ضعیف در بر داشته باشد.

به عنوان مثال: فرض کنیم که همسر من در بازار مشغول راه رفتن است (تصور این حالت برای من زیاد سخت نیست!) او کیف پول سبز رنگی را می بیند که آن کیف با بیست و پنج درصد تخفیف به فروش می رسد. او بلافاصله با این سوال به سراغ بایگانی پرونده ها در ذهن خودش می رود: آیا باید این کیف را بخرم؟  در مدت زمان بسیار کوتاهی، پاسخ از بایگانی پرونده ها در ذهنش بدین صورت می رسد: تو دنبال کیف پول سبز رنگ می گشتی تا با کفش هایی که هفته پیش خریده بودی جور باشد. ضمنا اندازه آن خیلی مناسب است. پس آن را بخر!

وقتی او به سرعت به پای صندوق پرداخت می آید، نه تنها ذهن او از داشتن این کیف پول به هیجان آمده است، بلکه بسیار هم احساس غرور می کند که آن را با بیست و پنج درصد تخفیف می خرد.

برای ذهن او این خرید کاملا معقول است، چون طالب آن است و می داند که به آن نیاز دارد و کاملا معامله خوبی می باشد. منتها در ذهنش این فکر جایی ندارد که بیاید و بگوید : درست ،این واقعا کیف پول قشنگی است و کاملا درست می باشد که این معامله خوبی است، ولی درحال حاضر سه هزار دلار بدهی دارم،  پس بهتر است دست نگه دارم! اما این اطلاعات برایش پیدا نشد، چون پرونده ای در ذهن خود که آن را در خود نگه دارد، نداشت.

پرونده ای به نام: <<وقتی که بدهی داری، دیگر چیزی نخر>> که معنایش این است: آن انتخاب خاص، گزینه ای کامل نمی باشد، زیرا در ذهن او هیچ وقت این مورد نصب نبوده است.

منظور مرا می فهمید؟ اگر شما پرونده هایی را در قفسه بایگانی ذهن خود قرار داده اید که  تضعیف کننده موفقیت مالی شما هستند، تنها همان پرونده ها انتخاب هایی خواهند بود که شما می توانید داشته باشید، پرونده هایی که طبیعی، خودکار و کاملا برای شما نیز معقول خواهند بود، ولی در آخر کار، آن ها شکست مالی و یا حداکثر موقعیتی متوسط را برای شما خواهند داشت. بر عکس، اگر پرونده هایی را در ذهن خود وارد نمایید که تقویت کننده موفقیت مالی شما باشند، به طور طبیعی و خودکار، تصمیم هایی را می گیرید که موفقیت را به دنبال دارند.

حتی نیازی به فکر کردن هم نخواهید داشت، بلکه نحوه طبیعی فکر کردن شما به موفقیت منتج خواهد شد.

اولین مرحله برای ایجاد کردن هر تغییری، آگاهی یافتن است، یعنی اولین مرحله برای این که مانند ثروتمندان فکر کنید این می باشد که نسبت به این که آن ها چگونه فکر می کنند، آگاهی یابید.

آدم های ثروتمند کاملا متفاوت از مردم فقیر و یا متوسط فکر میکنند.

منبع : www.workforliving.com

اسرار ذهن ثروتمند 5

طرح اولیه ای که شما برای پول در ذهن خود دارید بر روی چه نکاتی تنظیم شده است؟

حالا وقت آن است،  به سوالی که یک میلیون دلار می ارزد، پاسخ دهیم. در حال حاضر چه طرح اولیه ای را شما برای دست یابی به پول در ذهن خود دارید؟ و چه اهدافی شما را به طور ناخوداگاه به سوی خود حرکت می دهند؟ آیا شما برای موفقیت، معمولی بودن و یا برای مضیقه های مالی تنظیم شده اید؟ آیا در رابطه با پول، برای به دست آوردن سهل و آسان آن برنامه ریزی شده اید، یا به سختی به دست آوردن آن؟ آیا برای دستیابی به پول، به سختی کار کردن یا متعادل کار کردن برنامه ریزی شده اید؟ آیا برای داشتن درآمدی ثابت تربیت شده اید، یا برای درآمدی ناثابت؟ شما این را می دانید که پول درآوردن وضعیت باثباتی ندارد، گاهی آن را دارید و گاهی ندارید. همیشه با وجودی که این گونه به نظر می رسد، چنین نوسانات سختی از دنیای بیرون از ما می آیند. مثلا: من شغلی با حقوق خوب را به دست آوردم، ولی آن شرکت تعطیل شد، بعد کسب و کار شخصی خودم را شروع کرده و وضعیت به خوبی پیش می رفت، اما بازار راکد شد. کسب و کار بعدی من عالی بود، ولی شریکم مرا رها کرد و مشغول کار دیگری است. آیا شما برای درآمدی بالا، متوسط و یا پایین تنظیم شده اید؟ آیا این را می دانستید که ما برای مقدار معینی از پول، تنظیم شده ایم؟ آیا برای به دست آوردن بیست، سی، چهل، شصت، هفتاد و پنج تا یکصدهزار، یکصدوپنجاه هزار تا دویست هزار و یا بیشتر از دویست هزار دلار در سال تنظیم شده اید؟

اکثر مردم معتقدند که موفقیت در کسب و کار، در درجه اول بستگی به مهارت های تجاری، دانش کافی و یا حداقل به میزان حضور آن ها در بازار مربوطه دارد. من این را نفی نمی کنم، ولیکن چگونگی موفقیت کسب وکار شما به طرح اولیه ای بستگی دارد که نسبت به پول در ذهن خود داشته و دایما نیز در حال تایید کردن آن هستید.

آیا برای شما پول با مشقت به دست آمده و یا به راحتی به دست می آید؟ آیا برای خود کار می کنید و یا برای دیگران؟ آیا برای مدتی طولانی به یک کار می چسبید و یا این که هر دم از این شاخه به آن شاخه می پرید؟ طرح شما در ذهن برای پول درآوردن مثل ترموستات عمل می کند.که در هر لحظه دما (اینجا پول) را روی نقطه تنظیمی ما تنظیم می کند. و تنها راه تغییر دادن همیشگی دما (میزان درآمد) تنظیم ترموستات بر روی دمای دلخواه است.

خوشبختانه یا متاسفانه، طرح ذهنی شما برای پول و موفقیت برای بقیه زندگی با شما خواهد بود، مگر آن که آن را تشخیص داده و بخواهید تغییرش دهید.

منبع :  www.workforliving.com

اسرار ذهن ثروتمند 4

طرح اولیه پول

هر کدام از ما دارای یک طرح اولیه ای از پول و موفقیت هستیم که تاکنون در ضمیر ناخوداگاه ما نفوذ کرده است و این طرح اولیه بیشتر از هر مورد دیگری، سرنوشت دارایی ما را رقم می زند.

برای مقایسه، اجازه بدهید آن را به طرح اولیه ی ساخت یک خانه تشبیه کنم. پس طرح اولیه پول شما به طور ساده عبارت است از: برنامه ای از پیش تعین شده، در ارتباط با پول که در ذهن شما موجود است.

می خواهم به شما فرمولی بی نهایت مهم را معرفی کنم که نشان می دهد چگونه واقعیت دارایی های خود را بسازید که به اصطلاح به آن فرآیند تجلی ساختن گفته می شود و چنین است:

فکر  ------>   احساس   ------>   عمل  =  نتیجه

طرح اولیه پول که در ذهن خود دارید، ترکیبی از افکار، احساسات و اعمال شما در زمینه پول و ثروت است . خب این طرح اولیه پول، در ذهن ما چگونه شکل می گیرد؟ پاسخ آن ساده است.

طرح اولیه پول اصولا شامل اطلاعات و یا برنامه هایی می باشد که در گذشته و به ویژه موقعی که نوجوان بودید، دریافت کرده اید. منابع اولیه شکل گیری این طرح در ذهن شما چه کسانی بوده اند؟ برای اغلب مردم این افراد عبارتند از: پدر، مادر، خواهر، برادر، دوستان، الگوهای شخصیتی، معلمان، رهبران مذهبی، وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ که کمتر از آن نام برده می شود. اجازه بدهید فرهنگ را در نظر بگیریم. آیا این مطلب که هر فرهنگ شیوه ی نگرش خاصی در فکر کردن و سروکار داشتن با پول دارد و با برداشت فر هنگ های دیگر در این زمینه متفاوت است، غلط است؟ آیا فکر می کنید نوزادی که به دنیا می آید، با نگرشی که به پول دارد به دنیا می آید؟ و یا با نحوه سروکار داشتن با پول و ثروت را بعدا یاد می گیرد؟

درست است. هر کودکی برای اینکه چطور نسبت به پول فکر و یا عمل کند، آموزش می بیند. این مطلب در مورد شما، من و همه نیز صدق می کند. شما یاد گرفته اید که چطور وقتی به پول می رسید فکر و عمل نمایید. این آموزش ها شما را طوری شرطی کرده است که برای بقیه زندگی خود به طور خودکار پاسخ لازم را بدهید. مگر اینکه مورد ارزیابی قرار گرفته و پرونده های ذهن خود را در مورد پول، مورد تجدید نظر قرار دهید.

در تمام عرصه های زندگی خود و از جمله زمینه مربوط به پول و ثروت به سه صورت تربیت می شویم:

1- کلامی و لفظی: یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را شنیده اید؟

2- الگوگیری: یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را دیده اید؟

3- رویدادهای خاص: یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه تجربه ای را آموخته اید؟

منبع : www.workforliving.com

اسرار ذهن ثروتمند 3

درختی را در نظر بگیرید. فرض کنیم این درخت نمایانگر زندگی است. بر روی این درخت میوه های متعددی وجود دارد. در زندگی ما، میوه ها همان نتایجی هستند که از اعمال خود می گیریم. پس ما به میوه ها (یا همان نتایج اعمال خود) نگاه می کنیم و از دیدن آن ها شادمان می شویم. تعدادشان کافی نیست، خیلی کوچکند، طعم خوبی ندارند، پس از ما چه کاری ساخته است؟ بیشتر ما توجه خود را معطوف به میوه ها یا نتایج کار خود می کنیم، اما حقیقتا چه عاملی آن میوه ها ی خاص را به وجود می آورد؟ آری این بذر ها و ریشه ها هستند که میوه ها را می سازند. آن بذری که در زیر زمین است محصول روی زمین را ایجاد می کند. این نادیدنی ها هستند که دیدنی ها را می سازند. یعنی چه ؟ یعنی این که اگر ما خواهان تغییر دادن میوه ها هستیم، اول باید ریشه ها را تغییردهیم. اگر مایلید مواردی که در زندگی قابل دیدن هستند را تغییر دهید، باید آن چه که قابل دیدن نیستند را تغییر دهید. البته ممکن است برخی از مردم  فقط آنچه را می بینند، باور داشته باشند. من یک سوال از این افراد دارم ، این که : چرا شما زحمت پرداختن قبض برق ماهیانه را به خود می دهید؟ در صورتی که برق را نمی بینید، اما آن را تشخیص داده و از آن استفاده می کنید. اگر شکی به وجود آن دارید، می توانید انگشت خود را در پریز برق فرو کنید و تضمین می کنم که به سرعت شک شما بر طرف خواهد شد.

در هر جنگل، مزرعه و یا باغی که در این دنیا وجود دارد، این قانون صادق است که آن چه در زیر زمین است آنچه را که بر روی آن قرار دارد به وجود می آورد. به همین خاطر است که توجه نمودن به میوه هایی که تا کنون به وجود آورده اید، بیهوده و بدون ثمر است. شما می توانید میوه هایی را که قرار است در آینده به وجود بیایند را تغییر دهید، ولی برای این منظور باید زمین را بکنید و ریشه ها را تقویت کنید.

منبع : www.workforliving.com

اسرار ذهن ثروتمند 2

ما در دنیایی از دوئیت زندگی می کنیم : بالا و پایین، تاریک و روشن ، گرم و سرد، درون و بیرون، آهسته و تند، چپ و راست. این ها تنها نمونه های کمی از هزاران قطب متضاد است که برای وجود داشتن یک قطب، قطب دیگر نیز حتما بایستی وجود داشته باشد. آیا ممکن است چپ یا راست وجود نداشته باشد؟ امکان ندارد. در نتیجه همان طور که قانون هایی در بیرون از ما برای دستیابی به پول وجود دارد، باید قانون هایی نیزدر درون ما برای آن وجود داشته باشد.

قوانین بیرون از ما مواردی مثل : اطلاعات تجاری، نحوه ی اداره کردن پول و روش های سرمایه گذاری که این ها همه ضروری و لازم هستند، ولی بازی درونی ما نیز خیلی مهم است.

می توان این را به یک نجار و ابزار کار او تشبیه کرد. داشتن ابزار مدرن و خوب برای نجار ضروری است، ولیکن مهارت نجار که آن ابزارها را بتواند با مهارت به کار ببرد ، مهم تر می باشد.

دیدگاه معروفی وجود که می گوید : تنها قرار داشتن در زمان صحیح و در مکان صحیح کافی نیست، بلکه شما باید آدم درستی نیز باشید که در زمان و مکان صحیح قرار دارید.

پس مهم است که شما چگونه هستید؟ چطور فکر می کنید؟ اعتقادات شما کدامند؟ ویژگی و عادات شما چیست؟ واقعا در مورد خودتان چه احساسی دارید؟ تا چه حد به خودتان اطمینان دارید؟ تا چه حد با دیگران خوب ارتباط برقرار می کنید؟ چقدر به دیگران اعتماد دارید؟ آیا واقعا احساس می کنید که استحقاق ثروتمند شدن را دارید؟ توانایی شما برای عمل کردن با وجود ترس ، نگرانی ، عدم اطمینان و ناراحتی تا چه اندازه است؟ آیا وقتی سرحال نیستند می توانید دست به اقدامی بزنید؟

حقیقت این است که شخصیت شما، نحوه ی فکر و اعتقادات شما، نقش اصلی را در میزان موفقیت شما بازی می کند.

استوارد وایلد می گوید: کلید موفقیت، بیدار کردن انرژی نهفته در خودتان است. وقتی این کار را انجام دهید، مردم به طور طبیعی جذب شما خواهند شد و هر وقت نزد شما حاضر شدند آن ها را پذیرا شوید!

اصلی برای ثروتمند شدن : درآمد شما تنها به میزان عملکردتان افزایش می یابد.


منبع : www.workforliving.com

اسرار ذهن ثروتمند 1

شکی نیست که شما کتابهای دیگری هم خوانده اید، به نوارها و سی دی های متعددی گوش داده اید، به کلاس های مختلفی رفته اید و در مورد راه های ثروتمند شدن از طریق: خرید و فروش املاک، بورس و یا تجارت موارد زیادی هم یاد گرفته اید . خوب چی شد؟ برای اکثر افراد، هیچی! آن ها انرژی مختصری را به دست اورده، ولی بعد به همان وضع قبلی برگشته اند.

بالاخره در اینجا جوابی وجود دارد. این جواب ساده است، یک قانون که نمی شود از ان گریخت و آن اینکه : اگر یک طرح پولی اولیه در ضمیر ناخوداگاه برای موفقیت خود تنظیم نکرده باشید، نه درسی در این رابطه یاد می گیرید، نه چیزی می فهمید و نه آنچه را که انجام می دهید ، منجر به تغییری زیاد در زندگی شما خواهد شد.

در پست های بعدی برای شما روشن خواهیم کرد که چرا تقدیر شده که بعضی افراد پولدار شده و بعضی هم با سختی زندگی کنند. علت های اساسی موفق بودن، معمولی بودن و موفق نبودن آدم ها را از نظر مالی خواهید فهمید و نسبت به تغییر دادن وضع مالی آینده خودتان به سمت بهتر شدن اقدام خواهید نمود. در خواهید یافت که چگونه تاثیرات دوران کودکی درشکل گیری طرح اولیه پولی شما دخالت داشته و چطور می شود که این تاثیرات ما را به سمت افکار و عادت های خود باختگی هدایت کنند. هم چنین به منظور افزایش دادن درآمد فعلی خود و جمع آوری ثروت و دارایی، روش هایی عملی و مرحله به مرحله خواهید آموخت.

منبع :  سایت  www.workforliving.com

آموزش ثروتمند شدن به کودکان - قسمت پایانی

-    درخواست پول توجیبی؛ نشان دهنده احساس بزرگ شدن 

دادن مبلغی مشخص به کودک، مسئله پیش پا افتاده و بی اهمیتی نیست. این پول علاوه بر اینکه پس انداز جزئی برای اوست، به اولین مراحل استقلال که آرزو داشته نیز رسیده است. حالا دیگر در قبال پولش احساس مسئولیت می کند، نخستین گام ها را در دنیای خرید و بازار برمی دارد و احساس می کند تا حدی توانایی مالی دارد. اگر تا به حال برای یک بستنی یا شکلات، مرتب اعصابتان را خرد می کرد، از این به بعد می توانید خودش را مسئول این نوع خریدها کنید. حالا اگر تمام پولش را خرج کرده است، باید منتظر بماند تا هفته آینده برسد. برنامه ریزی و مدیریت بر مخارج، استفاده صحیح از پول را به او می آموزد. در ابتدا ولخرجی می کند، اما جای نگرانی نیست! منتظر نباشید که از دفعه اول، پول هایش را برای خرید یک کالای ارزشمند پس انداز کند. زمانی که نخستین اسکناس ها را به عنوان پول توجیبی می گیرد، شخصیت "فردی ولخرج" را دارد؛ پول در دست خودش است و هر طور دلش بخواهد آن را خرج می کند. چه لذتی ازاین بالاتر!  اینکه سرمایه اولش را چطور خرج می کند، اهمیت زیادی ندارد. او در حال کسب تجربه است و با دنیای واقعی پیرامون خودش، ارتباط برقرار می کند. به تدریج، مقایسه و ارزش واقعی اجناس را یاد می گیرد. از حدود ۸ سالگی، شناخت و تشخیص بهتری پیدا می کند و می تواند پولش را برای چیزهایی که واقعا دوست دارد، پس انداز کند

 

-  ترفیع مقامی که نباید به سادگی آن را نشان داد 

موقعی که تصمیم گرفتید به فرزندتان پول توجیبی دهید، مناسبت خاصی مانند جشن تولد، اولین روز بازگشایی مدرسه و… را انتخاب کنید و به او بگویید که از این به بعد حقوق دارد. از شش سالگی هفته ای مثلا هزار یا دو هزار تومان را برایش در نظر بگیرید. همین مبلغ کافی است؛ زیرا هدف از دادن پول توجیبی ثروتمند کردن بچه نیست، بلکه احساس مسئولیت دادن به اوست

 

- همه چیز مادیات نیست 

بعضی از والدین به جای اینکه مبلغی به عنوان توجیبی به بچه بدهند، ترجیح می دهند تا در قبال هر کاری که قادر است در منزل انجام دهد، به او مزد بدهند. توجیه این افراد این است که هرکاری شایستگی دریافت حقوق را دارد. این عمل گرچه به نظر برخی درست است؛ اما کودک را از سن خیلی پایین با این مفهوم آشنا می کند که هیچ چیز رایگان به دست نمی آید. در حالی که مشارکت در زندگی خانوادگی با انجام کارهایی معمول اما وقت گیر و حتی مشکل مانند مرتب کردن منزل، چیدن میزغذا، شستشوی لباس و… همراه است که مسلما نمی توان هیچ قیمتی روی آنها گذاشت. پیش از آنکه مفهوم کار را به کودک معرفی کنید، او را با احساس همیاری، اتحاد و گذشت در خانواده آشنا کنید

 

-  اعتماد به فرزندتان را زیرسؤال نبرید 

گروهی از والدین دادن پول توجیبی را به نتایج تحصیلی یا رفتار و کردار بچه مرتبط می کنند و به نیازهای او هیچ توجهی ندارند. حال آنکه، زمانی که نخستین پول توجیبی را می دهید، باید به فرزندتان بگویید که چقدر به او اعتماد دارید و این اعتماد تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کند. برای تحریک و تشویق او به تلاش بیشتر، بهتر است راه دیگری به جز پول را انتخاب کنید.

و نکته آخر اینکه نباید از شیوه خرج کردن او انتقاد کنید. "پولش را برای چیزهای بیخود خرج می کند؟" و…. از جمله سؤالاتی است که گاه از خود می پرسید. در کنار توجه و کنترل فرزندتان این نکته را درنظر داشته باشید که این مبلغ متعلق به خودش است و هرطور که دوست داشته باشد، می تواند آن را خرج کند. درغیر این صورت، بهتر است که به او پول ندهید. در این شرایط بهتر است کمکش کنید تا درست خرج کردن را بیاموزد.

 

منبع : سایت www.workforliving.com

آموزش ثروتمند شدن به کودکان - قسمت اول

در محاورات روزانه معمولا متوجه نیستیم که کودکان تا چه حد به سخنان ما دقت دارند. یکی از مواردی که در همه محافل و مهمانی ها از آن صحبت می شود؛ "پول" است. به همین خاطر بچه ها از سنین پایین با مفهوم پول آشنا می شوند و به آن تمایل پیدا می کنند. قطعا سؤالات آنها در این باره نیازمند پاسخ های ساده و شفاف است. سپس نوبت به آموزش عملی می رسد. دادن مبالغی به عنوان پول توجیبی به بزرگ شدن و پذیرش احساس مسئولیت آنها کمک می کند

 

- حضور پول در زندگی همه ما 

کودکان حرف های ما راجع به پول را می شنوند، شمردن آن و پرداخت وجهی را در قبال خرید جنس می بینند؛ پس طبیعی است که به آن علاقمند می شوند. پرسش ها و صحبت هایی که راجع به پول می کنند، بی ادبانه و نابجا نیست؛ حتی اگر به نظر ما فضولی بیاید. این مسئله برای بچه ها خط قرمزی ندارد و دلیلی نمی بینند تا همیشه به آن به شکل یک معما نگاه کنند

 

-      هرچیز قیمتی دارد 

اگر فرزندتان قیمت همه چیزهایی که در اختیار دارد را پرسید، تعجب نکنید و برچسب مادی گرایی به او نچسبانید. او از این راه می خواهد تا خیلی ساده، قیمت اشیاء مختلف را بفهمد و آنها را با هم مقایسه کند. پاسخ های ساده و شفاف به تدریج مقادیر مختلف و ارزش اجناس را به او می آموزد. در این صورت به علاوه خود را برای حساب و کتاب نیز آماده می کند

 

-      پس انداز 

وقتی از خرید یک اسباب بازی گران قیمت امتناع می کنید، فرزند کوچکتان معمولا می گوید: «بابا؛ خب شما که همیشه با کارت، پول می خرید!» مسلما زمانی که کارت اعتباری را در دستگاه خودپرداز می گذارید و مبلغی وجه دریافت می کنید، این مسئله برای بچه عجیب است و از خود می پرسد: "این پول ها از کجا می آید؟ چطوری وقتی پول تمام می شود با گذاشتن کارت در دستگاه می توان پول گرفت؟" همه این سؤالات برایش بسیار مبهم و عجیب است. حالا نوبت شماست که به او توضیح دهید که با کارکردن می توانیم پول به دست آوریم تا خانه، ماشین، لباس، خوراکی و ... بخریم و به گردش و مسافرت برویم. اگر می بینی که اسکناس ها به طور اتوماتیک از دستگاه خارج می شود، به این خاطر است که قبلا پول ها را در بانک گذاشته ایم و متصدی بانک، پول را در دستگاه گذاشته است. راجع به محاسبات و مخارج با او صحبت کنید

اگر پول باعث بر انگیختن حس کنجکاوی او می شود پس اشکالی ندارد که راجع به نگرانی های مالی نیز مطالبی بداند. اهمیت آن از اینجا مشخص می شود که مثلا زمانی که می گویید: «دیگر حتی یک ریالی هم ندارم!»، بچه تصور می کند که خانواده به معنای واقعی فقیر شده و از فردا هیچ چیزی برای خوردن در خانه نیست. یا وقتی که می پرسد: «ما پولدار هستیم؟» بهتر است این طور به او اطمینان خاطر دهید: "عزیزم؛ ما اول باید هر چیزی که لازم داریم را بخریم و بعد اگر پولی باقی ماند می توانیم به گردش و تفریح بپردازیم. "

 

 -    بچه ها عاشق داشتن پول هستند 

وقتی به نانوایی می روید، پول را به فرزندتان بدهید تا او نان بخرد. این کار احساس غرور و افتخار را برایش به ارمغان می آورد. تا پیش از شش سالگی، پول برای بچه مانند اسباب بازی است که خیلی زود نیز گم می شود. لازم نیست پول زیادی را در جیبش بگذارید؛ چون اگر یک بار این گنجینه را گم کند، موضوع برایش بسیار ناراحت کننده و غمگین می شود

دادن مبلغی مشخص به کودک، مسئله پیش پا افتاده و بی اهمیتی نیست. این پول علاوه بر اینکه پس انداز جزئی برای اوست، به اولین مراحل استقلال که آرزو داشته نیز رسیده است.

 

منبع : سایت www.workforliving.com

پیشگفتار

آیا هنوز هم فکر می کنید این فرمول جواب می دهد :

" به مدرسه برو ، خوب درس بخوان ، نمرات خوب بگیر ، شغلی امن و مطمئن با مزایا پیدا کن و همه عمرت در همان شغل باقی بمان . بعد از سی سال بازنشسته شو و از حقوق و خدمات بازنشستگی استفاده کن ! "

عصر صنعتی با همه فرمولهای موفقیتش سپری شده و اینک ما در عصر اطلاعات به سر می بریم . عصری که در آن هر ۱۸ ماه ، حجم اطلاعات دو برابر می شود . به عبارت دیگر برای کنار آمدن با تغییر ، لازم است هر ۱۸ ماه عملا همه چیز را دوباره یاد بگیرید .

برای اولین بار در تاریخ ، کسانی که در مدرسه موفق بودند ، ممکن است با همان چالشهای اقتصادی روبرو شوند که افراد ناموفق در تحصیل مواجه می شوند . در حال حاضر ما همگی شاهد نوسانات مثبت و منفی بصورت بحرانهای اقتصادی شدید از یک طرف و پیشرفت های خیره کننده از طرف دیگر برای گروههای مختلف فعال در زمینه اقتصادی هستیم و از آن تاثیر می گیریم .

در این میان ما برای موفقیت مالی خود ، چه آموزشهایی دیده ایم و چه استراتژیهایی را برای موفقیت مالی فرزندانمان دنبال می کنیم .